امام علی (ع) : [1] امام عليه السلام فرمود :[2]در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش نه پشتی که سوار شوند و نه پستانی که بدوشند 1 - قال [ع ] : کن فی الفتنه کابن اللبون لا ظهر فيرک و لا ضرع فيحلب نهج البلاغه امام علی (ع) : [3] هر کس طمع در درون داشته باشد خود را حقير کرده . [4] و کسیکه ناراحتيهايش را فاش کند به ذلت خويش راضی شده . و کسیکه زبانش را بر خود امير کند شخصيت خود را پايمال کرده است . 2 - و قال [ع ] : ازری بنفسه من استشعر الطمع ، و رضی بالذل من کشف عن ضره ، و هانت عليه نفسه من امر عليها لسانه نهج البلاغه امام علی (ع) : [5] بخل ننک است و ترس نقصان [6] و فقر شخص زيرک را ازبيان دليلش گنگ مي سازد . و شخصی که فقير است در شهرش غريب است . 3 - وقال [ع ] : البخل عار ، و الجبن منقصه ، و الفقر يخرس الفطن عن حجته ، و المقل غريب فی بلدته نهج البلاغه امام علی (ع) : [7] ناتوانی آفت است . و شکيبائی شجاعت .و زهد ثروت [8] و تقوی سپر و بهترين همنشين رضايت و خشنودی است . 4 - و قال [ع ] : العجز آفه ، و الصبر شجاعه ، و الزهد ثروه ، و الورع جنه ، و نعم القرين الرضی نهج البلاغه امام علی (ع) : [9] علم ميراث گرانبهائی است و آداب لباس فاخر و زينتي است و فکر آئينه ای است صاف . 5 - و قال [ع ] : العلم وراثه کريمه ، و الاداب حلل مجدده ، و الفکرمرآه صافيه نهج البلاغه امام علی (ع) : [10]سينه شخص عاقل صندوق اسرار اوست [11] و خوشروئی دام محبت است و تحمل ناراحتي ها قبر عيوب است . [1] و نقل شده که در اين باره نيز چنين فرموده است : سؤال و پرسش وسيله پوشاندن عيبها است . [2] و آن کس که از خود راضی باشد خشمگين بر او زياد خواهد بود . 6 - و قال [ع ] : صدر العاقل صندوق سره ، و البشاشه حباله الموده والاحتمال قبر العيوب وروی انه قال فی العباره عن هذا المعنی ايضا المساله خباء العيوب ، و من رضی عن نفسه کثر الساخط عليه نهج البلاغه امام علی (ع) : [3] صدقه و کمک به نيازمندان داروی مؤثری است . و اعمال بندگان در اين دنيا نصب العين آنها در آخرت خواهد بود . 7 - و قال [ع ] : الصدقه دواء منجح ، و اعمال العباد فی عاجلهم ، نصب اعينهم فی آجالهم نهج البلاغه امام علی (ع) : [4]تعجب کنيد از اين انسان که با يک قطعه پی مي بيند [5] با قطعه گوشتی سخن مي گويد . و با استخوانی مي شنود و از شکافی نفس مي کشد [و اين کارهای بزرگ و حياتیرا با اين وسائل کوچک انجام مي دهد] . 8 - و قال [ع ] : اعجبوا لهذا الانسان ينظر بشحم ، و يتکلم بلحم ، و يسمع بعظم ، و يتنفس من خرم نهج البلاغه امام علی (ع) : [6] هنگامی که دنيا به کسی رو کند نيکيهای غير او را به او عاريت مي دهد [7] و هنگامی که دنيا به کسی پشت کند نيکيها و افتخاراتش را از او سلب مي نمايد . 9 - وقال [ع ] : اذا اقبلت الدنيا علی احد اعارته محاسن غيره ، و اذاادبرت عنه سلبته محاسن نفسه نهج البلاغه امام علی (ع) : [8] با مردم آنچنان معاشرت کنيد که اگر بميريد بر مرگ شما اشک ريزند و اگر زنده بمانيد به شما عشق ورزند 10 - و قال [ع ] : خالطوا الناس مخالطه ان متم معها بکوا عليکم ، و ان عشتم حنوا اليکم نهج البلاغه امام علی (ع) : [9] هنگامیکه بر دشمنت پيروز شدی عفو را شکرانه اين پيروزی قرار ده 11 - و قال [ع ] : اذا قدرت عدوک فاجعل العفو عنه شکرا للقدره عليه نهج البلاغه امام علی (ع) : [10] عاجزترين مردم کسی است که از به دست آوردن دوست عاجز بماند [11] و از او عاجزتر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد 12 - و قال [ع ] : اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان ، و اعجز منه من ضيع من ظفر به منهم نهج البلاغه امام علی (ع) : [12]هنگامیکه مقدمات نعمتها به شما مي رسد [13] دنباله آن را به واسطه کمی شکر گزاری از خود دور نسازيد . 13 - و قال [ع ] : اذا وصلت اليکم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاهابقله الشکر نهج البلاغه امام علی (ع) : [1] کسیکه نزديکانش او را رها سازند آنها که دورند او را مي برند; 14- و قال [ع ] : من ضيعه الاقرب اتيح له الابعد نهج البلاغه امام علی (ع) : [2] هر شخص گرفتاری را نمي توان سرزنش کرد [ چه بسا بي تقصير باشد ] 15 - و قال [ع ] : ما کل مفتون يعاتب نهج البلاغه امام علی (ع) : [3] امور تسليم تقديرها است تا آنجا که گاه مرگ انسان در تدبير و هوشياری او است 16 - و قال [ع ] : تذل الامور للمقادير ، حتی يکون الحتف فی التدبير نهج البلاغه امام علی (ع) : [4] از امام درباره اين گفتار پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم سؤال شد که فرموده است : [5] موهای سفيد را تغيير دهيد و خود را شبيه يهود نکنيد امام عليه السلام فرمود : [6] اين سخن را پيامبر صلی الله عليه و آله و سلم زمانی فرمود که پيروان اسلام کم بودند [7] اما امروز که اسلام توسعه يافته و امنيت حکم فرما است هر کسی مختار است [ که اين کار را بکند يا نکند ] 17 - و سئل [ع ] عن قول الرسول [ص ] [[ غيروا الشيب ، و لا تشبهواباليهود ] ] فقال [ع ] : انما قال [ص ] ذلک و الدين قل ، فاما الان و قد اتسع نطاقه ، و ضرب بجرانه ، فامرؤ و ما اختار نهج البلاغه امام علی (ع) : [8] درباره کسانیکه از نبردکردن همراه او خودداری کردند فرمود :[9] حق را تنها گذاشتند و باطل را ياری نکردند . 18 - و قال [ع ] فی الذين اعتزلوا القتال معه : خذلوا الحق ، ولم ينصروا الباطل نهج البلاغه امام علی (ع) : [10] کسیکه در مسير آرزوها بشتابد در مرگ خواهد افتاد . 19 - و قال [ع ] : من جری فی عنان امله عثر باجله نهج البلاغه امام علی (ع) : [11] از لغزش مردم نيک و با شخصيت چشم پوشی کنيد[12] چرا که هيچيک از آنها لغزش نمي کند مگر اينکه دست خدا به دست اوست و او را بلند مي نمايد 20 - و قال [ع ] : اقيلوا ذوی المروءات عثراتهم ، فما يعثر منهم عاثر الا و يد الله بيده يرفعه نهج البلاغه امام علی (ع) : [13] ترس با ياس مقرون شده و کم روئی با محروميت [14] و فرصتها مي گذرد همچون عبور ابرها بنابراين فرصتهای نيک را غنيمت بشماريد 21 - و قال [ع ] : قرنت الهيبه بالخيبه ، و الحياء بالحرمان ، والفرصه تمر مر السحاب ، فانتهزوا فرص الخير نهج البلاغه امام علی (ع) : [1] ما را حقی است که اگر به ما داده شود [ آزاديم ] [2] والا در عقب شتر سوار خواهيم شد [ و همچون اسيران خواهيم بود ] هر چند زمانی طولانی بر اين حال بگذرد . [3] شريف رضیمي گويد : اين از سخنان لطيف و فصيح امام [ ع ] است و معنای آن اين است که اگر حق ما به ما داده نشود همچون افراد خوار و کم ارزش خواهيم بود . و اين بدين جهت است کسیکه در رديف انسان سوار مي شود در قسمت آخر مرکب سوار خواهد بود همچون برده و اسير و امثال آنها . 22 - و قال [ع ] : لنا حق : ، فان اعطيناه ، و الا رکبنا اعجاز الابل ، وان طال السری قال الرضی : و هذا من لطيف الکلام و فصيحه ، و معناه : انا ان لم نعط حقنا کنا اذلاء و ذلک ان الرديف يرکب عجز البعير ، کالعبد و الاسير و من يجری مجراهما نهج البلاغه امام علی (ع) : [4] کسيکه عملش او را کند سازد . نسبش او را سرعت نخواهد بخشيد . 23 - وقال [ع ] : من ابطا به عمله لم يسرع به نسبه نهج البلاغه امام علی (ع) : [5] از جمله کفاره های گناهان بزرگ به فرياد مصيبت زدگان رسيدن و تسلي دادن به رنجديدگان است . 24 - وقال [ع ] : من کفارات الذنوب العظام اغاثه الملهوف ، والتنفيس عن المکروب نهج البلاغه امام علی (ع) : [6] ای فرزند آدم هنگامی که ببينی پروردگارت پیدر پینعمتهايش را بر تو مي فرستد در حاليکه تو معصيت او را مي کنی بترس [ که مجازات سنگينی در انتظار تو است ] . 25 - و قال [ع ] : يابن آدم ، اذا رايت ربک سبحانه يتابع عليک نعمه و انت تعصيه فاحذره نهج البلاغه امام علی (ع) : [7] کسی چيزی را در دل پنهان نمي کند مگر اينکه در سخنانیکه ازدهان او مي پرد و در چهره و قيافه اش آشکار مي گردد . 26 - و قال [ع ] : ما اضمر احد شيئا الا ظهر فی فلتات لسانه ، وصفحات وجهه نهج البلاغه امام علی (ع) : [8] با بيماريت راه برو مادامی که با تو راه مي رود . [ تا زمانيکه فشار شديد نياورده بگذار خود بدن بدون نياز طبيب و دارو آنرا دفع کند ] 27 - وقال [ع ] : امش بدائک ما مشی بک نهج البلاغه امام علی (ع) : [9] برترين زهد مخفی داشتن زهد است . 28 - و قال [ع ] : افضل الزهد اخفاء الزهد نهج البلاغه امام علی (ع) : [10] هنگامیکه تو عقب مي روی و مرگ به جلو مي آيد چه زود با يکديگر ملاقات خواهيد کرد . 29 - و قال [ع ] : اذا کنت فی ادبار ، و الموت فی اقبال ، فما اسرع الملتقی نهج البلاغه امام علی (ع) : [11] [ از خدا ] بترس به خدا سوگند آنقدر پرده پوشی کرده که گوئي آمرزيده است . 30 - و قال [ع ] : الحذر الحذر فوالله لقد ستر ، حتی کانه قد غفر نهج البلاغه امام علی (ع) : [1] درباره ايمان از آنحضرت سؤال شد در پاسخ فرمود : ايمان برچهار پايه استوار است : [2] بر صبر و يقين و عدالت و جهاد .و صبر بر چهار شعبه تقسيم میشود . [3] بر اشتياق ،ترس ،زهد و انتظار : [4] کسی که مشتاق بهشت باشد از شهوات و تمايلات سرکش برکنار مي رود و آن کس که از آتش جهنم بيمناک باشد از محرمات دوریمي گزيند [5] کسيکه در دنيا زاهد باشد مصيبتها را ناچيز مي شمرد . و آن کس که منتظر مرگ باشد برای انجام اعمال نيک سرعت مي گيرد . [6] يقين نيز بر چهار قسمت است : بر بينش در هوشياری و زيرکی[7] رسيدن به دقايق حکمت پندگرفتن از حکمتها و توجه به روش پيشينيان : [8] کسیکه هوشيار و بينا باشد حکمت و دقايق امور برايش روشن مي شود و کسیکه دقايق امور و حکمت برايش روشن شد عبرت فرامي گيرد [9] و کسیکه درس عبرت فراگيرد گويا هميشه با گذشتگان بوده است . [10] عدالت نيز چهار شعبه دارد : دقت در فهم غور در علم [11] و دانش قضاوت صحيح و حلم و بردباری ثابت و پا برجا . بنابراين آن کس که خوب بفهمد به اعماق دانش آگاهی پيدا مي کند [12] و کسیکه به عمق علم برسد سيراب از سرچشمه احکام باز مي گردد . [13] و آن کس که حلم و بردباری داشته باشد در کار خود تفريط و کوتاهی نمي کند و در ميان مردم با آبرومندی و ستودگی زندگی خواهد کرد . جهاد نيز چهار شعبه دارد : [14] امر به معروف ، نهی از منکر صدق و راستی در معرکه نبرد [15] و کينه و دشمنی با فاسقان : آن کسیکه امر به معروف کند پشت مؤمنان را محکم کرده [16] و کسیکه نهیا ز منکر نمايد بينی کافران را بر خاک ماليده هر کس در معرکه نبرد صادقانه بايستد وظيفه اش را انجام داده [17] و آن کسی که فاسقان را دشمن دارد و بخاطر خدا خشم گيرد خداوند بخاطر او خشم و غضب مي کند و او را در روز قيامت خشنود مي سازد . [18] کفر نيز بر چهار پايه قرار دارد : دنبال او هام رفتن به گمان کنجکاوی از اسرار 00 [1] جنگ و ستيز با مردم انحراف از حق و پيروی از هوی و هوس : آن کس که به دنبال اوهام و جستجوی اسرار ديگران برود به حق باز نمي گردد [2] و کسی که در اثر جهل به نزاع و ستيز برخيزد همواره از شناخت حق محروم خواهد ماند و کسیکه از راه حق منحرف شود و به دنبال هوسها برود نيکیدر نزد او بد [3] و بدیدر پيش او خوب جلوه مي کند و گرفتار مستی گمراهی مي گردد [4] و آن کس که به عناد و لجاج پردازد راهها برايش پر از سنگ و ناهموار و کارها بر او سخت و پيچيده مي شوند و در تنگنا قرار مي گيرد . [5] شک نيز بر چهار شعبه است : بر مراء و جدال ترس ترديد [6] و خودباختگی آن کسیکه مجادله و لجاجت در بحث را عادت خويش قرار بدهد هرگز از تاريکی شک به روشنائی يقين گام نمي نهد [7] هر کس از آينده بترسد به قهق را برمي گردد [8] و آن کس که در ترديد و دو دلی باشد و نتواند تصميم بگيرد زير سم شيطانها له خواهد شد [9] و آن کس که در برابر وسائلیکه هلاکت دنيا و آخرت در آن است خود باخته شود در هر دو جهان هلاک خواهد شد . [10] شريف رضی مي گويد : سخن امام [ ع ] هنوز دنباله داشت که ما برای طولاني نشدن و خارج شدن از منظور در اين باب [ که جمع آوری سخنان کوتاه امام است ] از بقيه صرف نظر کرديم . 31 - [1] و سئل عن الايمان ، فقال : الايمان علی اربع دعائهم : [2] علی الصبر ، و اليقين ، و العدل ، و الجهاد و الصبر منها علی اربع شعب : [3] علی الشوق ، و الشفق ، و الزهد ، و الترقب : [4] فمن اشتاق الی الجنه سلا عن الشهوات ، و من اشفق من النار اجتنب المحرمات ، [5] و من زهد فی الدنيا استهان بالمصيبات ، و من ارتقب الموت سارع الی الخيرات [6] و اليقين منها علی اربع شعب : علی تبصره الفطنه ، [7] و تاول الحکمه ، و موعظه العبره ، وسنه الاولين [8] فمن تبصر فی الفطنه تبينت له الحکمه ، و من تبينت له الحکمه عرف العبره ، [9] و من عرف العبره فکانما کان فی الاولين [10] و العدل منها علی اربع شعب : علی غائص الفهم ، و غور العلم [11] و زهره الحکم ، و رساخه الحلم ، فمن فهم علم غور العلم ، [12] و من علم غور العلم صدر عن شرائع الحکم ، [13] و من حلم لم يفرط فی امره و عاش فی الناس حميدا الجهاد منها علی اربع شعب : [14] علی الامر بالمعروف ، و النهی عن النمکر ، و الصدق فی المواطن ، [15] و شنان الفاسقين : فمن امر بالعروف شد ظهور المؤمنين ، [16] و من نهی عن المنکر ارغم انوف الکافرين و من صدق فی المواطن قضی ما عليه ، [17] و من شنی ء الفاسقين و غضب لله ، غضب الله له و ارضاه يوم القيامه [18] و الکفر علی اربع دعائهم : علی التعمق ، [1] و التنازع ، و الزيغ ، و الشقاق : فمن تعمق لم ينب الی الحق ، [2] و من کثر نزاعه بالجهل دام عماه عن الحق ، و من زاغ ساءت عنده الحسنه ، [3] و حسنت عنده السيئه ، و سکر سکر الضلاله ، [4] و من شاق و عرت عليه طرقه ، و اعضل عليه امره ، و ضاق عليه مخرجه [5] و الشک علی اربع شعب : علی التماری ، و الهول ، و التردد ، [6] و الاستسلام : فمن جعل المراء ديدنا ، لم يصبح ليله ، [7] و من هاله ما بين يديه نکص علی عقبيه ، [8] و من تردد فی الريب ، وطئته سنابک الشياطين ، [9] و من استسلم لهلکه الدنيا و الاخره هلک فيهما [10] قال الرضی : و بعد هذا کلام ترکنا ذکره خوف الاطاله و الخروج عن الغرض المقصود فی هذا الباب نهج البلاغه امام علی (ع) : کسيکه کار نيک انجام مي دهد خودش از آن کار بهتر است وانجام دهنده کار شر از آن کار بدتر است [ چرا که آنچه در دل دارند بيش از آن است که انجام میدهند ] . 32 - و قال [ع ] : فاعل الخير خير منه ، و فاعل الشر شر منه نهج البلاغه امام علی (ع) : سخاوتمند باش ولی اسراف کننده مباش . در زندگی حسابگر باش ولی سختگير مباش . 33 - و قال [ع ] : کن سمحا و لا تکن مبذرا ، و کن مقدرا و لا تکن مقترا نهج البلاغه امام علی (ع) : بهترين غنا و بی نيازی ترک آرزوهاست . 34 - و قال [ع ] : اشرف الغنی ترک المنی نهج البلاغه امام علی (ع) : کسيکه در انجام کارهائی که مردم ناخوش دارند سرعت داشته باشد مردم درباره او آنچه که نمي دانند مي گويند . [ و نسبتهای ناروا به او مي دهند ] 35 - و قال [ع ] : من اسرع الی الناس بما يکرهون ، قالوا فيه بما لايعلمون نهج البلاغه امام علی (ع) : [1] کسيکه آرزويش طولانی کند عملش را بد خواهد کرد . 36 - و قال [ع ] : من اطال الامل اساء العمل نهج البلاغه امام علی (ع) : [2] اين سخن را امام عليه السلام هنگامی فرمود که در مسير حرکتش به شام کدخدايان شهر انبار با او ملاقات کردند . و بخاطر امام عليه السلام از مرکب پياده شدند و با سرعت بسوی او شتافتند [ و مراسمی که نشانه ذلت در برابر امراء بود انجام دادند ] امام عليه السلام فرمود 30] اين چه کاری بود که شما کرديد ؟ عرض کردند اين آدابی است که ما اميران خود را با آن بزرگ مي داريم . [4] امام فرمود : به خدا سوگند با اين عمل زمامداران شما بهره مند نمي شوند و شما با اين کار در دنيا مشقت بر خود هموار مي سازيد . [5] و در قيامت بدبخت خواهيد بود . و چه زيان بار است مشقتی که پشت سر آن مجازات الهی باشد . [6] و چه پرسود است آرامشی که با آن امان از عذاب دوزخ باشد . 37 - و قال [ع ] و قد لقيه عند مسيره الی الشام دهاقين الانبار ،فترجلوا له و اشتدوا بين يديه ، فقال : ما هذا الذی صنعتموه ? فقالوا : خلق منا نعظم به امراءنا ، فقال : و الله ما ينتفع بهذا امراؤکم و انکم لتشقون علی انفسکم فی دنياکم ، و تشقون به فی آخرتکم و ما اخسر المشقه وراءها العقاب ، و اربح الدعه معها الامان من النار نهج البلاغه امام علی (ع) : [7] امام عليه السلام اين سخنان را به فرزندش حسن عليه السلام فرمود :[8] فرزندم چهار چيز و چهار چيز را از من داشته باش که با آن هر کاری بکنی بتو زيان نخواهد رسيد : [9] بالاترين سرمايه ها عقل است . بزرگترين فقر حماقت است . بدترين تنهائي وحشت خودبينی است .[10] و برترين حسب و نسب اخلاق نيک است . [11] فرزندم بر حذر باش از دوستی با احمق که مي خواهد بتو منفعت برساند زيان مي رساند . [12] برحذر باش از دوستی بخيل چرا که بهنگام شديدترين حاجت تو را رها مي سازد . [13] برحذر باش از دوستی با انسان فاجر و فاسق چرا که ترا به چيز کمی مي فروشد . بر حذر باش از دوستی دروغگو [14] چرا که او مثل سراب است دور را در نظر تو نزديک . و نزديک را در نظر تو دور مي سازد 38 - [7] و قال [ع ] لا بنه الحسن : [8] يابنی ، احفظ عنی اربعا ، و اربعا ، و لا يضرک ما عملت معهن : [9] ان اغنی الغنی العقل ، و اکبر الفقر الحمق ،و اوحش الوحشه العجب ، [10] و اکرم الحسب حسن الخلق [11] يا بنی ، اياک و مصادقه الاحمق ، فانه يريد ان ينفعک فيضرک ، [12] و اياک و مصادقه البخيل فانه يقعد عنک احوج ما تکون اليه ، [13] و اياک و مصادقه الفاجر ، فانه يبيعک بالتافه ، و اياک و مصادقه الکذاب ، [14] فانه کالسراب : يقرب عليک البعيد ، و يبعد عليک القريب نهج البلاغه امام علی (ع) : کارهای مستحب اگر به واجبات زيان رساند موجب قرب خدا نمي شود . 39 - و قال [ع ] : لا قربه بالنوافل اذا اضرت بالفرائض نهج البلاغه امام علی (ع) : زبان عاقل در پشت قلب او قرار دارد و قلب احمق پشت زبان اواست . شريف رضی مي گويد : اين از مطالب شگفت انگيز و پر ارزش است و منظور اين است که عاقل زبانش را رها نمي سازد در سخن گفتن مگر بعد از مشورت و فکر و سنجش . ولی احمق حرفها و سخنانی که از زبانش مي پرد قبل از مراجعه بفکر و دقت و انديشه است . بنابراين گويا زبان عاقل تابع و پشت قلب او است و قلب احمق تابع زبانش مي باشد . 40 - و قال [ع ] : لسان العاقل وراء قلبه ، و قلب الاحمق وراء لسانه قال الرضی : و هذا من المعانی العجيبه الشريفه ، و المراد به ان العاقل لا يطلق لسانه ، الا بعد مشاوره الرويه و مؤامره الکفره و الاحمق تسبق حذفات لسانه و فلتات کلامه مراجعه فکره ، و مما خضه رايه فکان لسان العاقل تابع لقلبه ، و کان قلب الاحمق تابع للسانه نهج البلاغه امام علی (ع) : همين معنا بعبارت ديگر از آن حضرت نقل شده است : قلب احمق در دهان او است . و زبان عاقل در قلب او و معنی هر دو يکی است 41 - و قد روی عنه [ع ] هذا المعنی بلفظ آخر ، و هو قوله : قلب الاحمق فی فيه ، و لسان العاقل فی قلبه و معناهما واحد نهج البلاغه امام علی (ع) : [5] حضرت بيکی از يارانش هنگامی که بيمار شده بود فرمود :خداوند اين دو ناراحتی تو را باعث از بين رفتن گناهانت قرار داده [6] زيرا بيماری پاداشی ندارد و لکن گناهان را از ميان مي برد [7] و آنها را همچون برگ درختان مي ريزد اجر و پاداش تنها در گفتار به زبان و عمل با اعضاء است [8] و خداوند سبحان کسانی را که بخواهد از بندگانش بخاطر صدق نيت و باطن پاک داخل بهشت مي کند [ و از طريق تفضل با آنها رفتار مي نمايد ] . [9] شريف رضی مي گويد : من مي گويم آنچه امام عليه السلام فرموده درست است . بيماری اجر و پاداش ندارد . چرا که بيماری از قبيل چيزهائی است که استحقاق عوض دارد زيرا عوض استحقاق بر چيزی است که در قبال فعل خداوند نسبت ببعد باشد مانند بيماريها و امثال آن و اما اجر و ثواب در برابر کاریاست که بنده انجام مي دهد . بنا براين بين اين دو فرق است که امام عليه السلام با آن علم ثاقب و نظريه رسای خود آنرا بيان فرموده . 42 - و قال لبعض اصحابه فی عله اعتلها : جعل الله ما کان من شکواک حطا لسيئاتک ، فان المرض لا اجر فيه ، و لکنه يحط السيئات ، ويحتها حت الاوراق و انما الاجر فی القول باللسان ، و العمل بالايدی و الاقدام ، و ان الله سبحانه يدخل بصدق النيه و السريره الصالحه من يشاء من عباده الجنه قال الرضی : و اقول : صدق عليه السلام : ان المرض لا آجر فيه ، لانه ليس من قبيل ما يستحق عليه العوض ، لان العوض يستحق علی ما کان مقابله فعل الله تعالی بالعبد ، من الالام و الامراض ، و ما يجری مجری ذلک و الاجر و الثواب يستحقان علی ما کان فی مقابله فعل العبد ، فبينهما فرق قد بينه [ع ] ، کما يقتضيه علمه الثاقب و رايه الصائب نهج البلاغه امام علی (ع) : [10] امام عليه السلام درباره خباب ابن ارت فرمود : خدای خباب ابن ارت را رحمت کند [11] او از روی ميل اسلام آورد و از رویاطاعت خدا هجرت کرد و بزندگی ساده قناعت نمود . [12] و از خدا خشنود و در تمام دوران زندگی مجاهد بود 43 - و قال [ع ] فی ذکر خباب بن الارت : يرحم الله خباب بن الارت ،فلقد سلم راغبا ، و هاجر طائعا، وقنع بالکفاف ، و رضی عن الله ، و عاش مجاهدا نهج البلاغه امام علی (ع) : خوشا به حال کسيکه بياد معاد باشد . و برایروز حساب عمل کند.و بمقدار کفايت قناعت نمايد . و از خدا راضی باشد . 44 - وقال [ع ] : طوبی لمن ذکر المعاد ، و عمل للحساب ، وقنع بالکفاف ، و رضی عن الله نهج البلاغه امام علی (ع) : [3] اگر با اين شمشيرم بر بينی مؤمن بزنم که مرا دشمن بدارد دشمن نخواهد داشت . [4] و اگر تمام دنيا را در گلوی منافق بريزم که مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت [5] و اين بخاطر آن است که بر زبان پيامبر امی[ درس نخوانده ] گذشته [6] که فرمود : ای علی هيچ مؤمنی ترا دشمن نمي دارد و هيچ منافقی تو را دوست نخواهد داشت 45 - وقال [ع ] : لو ضربت خيشوم المؤمن بسيفی هذا علی ان يبغضنی ما ابغضنی ، ولو صببت الدنيا بجماتها علی المنافق علی ان يحبنی مااحبنی و ذلک انه قضی فانقضی علی لسان النبی الامی [ص ] ، انه قال : يا علی ، لا يبغضک مؤمن ، و لا يحبک منافق نهج البلاغه امام علی (ع) : کار بدی که ترا ناراحت [ و پشيمان ] مي سازد نزد خدا بهتر ازکار نيکی است که تو را مغرور مي سازد 46 - و قال [ع ] : سيئه تسوءک خير عند الله من حسنه تعجبک نهج البلاغه امام علی (ع) : اندازه هر کس به اندازه همت او است . و صداقت هر کس به اندازه شخصيت او است . و شجاعت هر کس به اندازه زهد و بي اعتنائی او [ به ارزشهای مادی] است . و عفت هر کس به اندازه غيرت او است 47 - و قال [ع ] : قدر الرجل علی قدر همته ، و صدقه علی قدر مروءته ، وشجاعته علی قدر انفته ، و عفته علی قدر غيرته نهج البلاغه امام علی (ع) : پيروزی در پرتو تدبير و احتياط است . و تدبير و احتياط به تفکر است . و تفکر صحيح به نگهداری اسرار است 48 - وقال [ع ] : الظفر بالحزم ، و الحزم باجاله الرای ، و الرای بتحصين الاسرار نهج البلاغه امام علی (ع) : بپرهيزيد از حمله بزرگوار بهنگام نياز و گرسنگی. و از حمله انسان پست به هنگام سيری. 49 - و قال [ع ] : احذروا صوله الکريم ، اذا جاع ، و اللئيم اذا شبع نهج البلاغه امام علی (ع) : دلهای انسان ها همچون حيوانات وحشیاست هر کس از راه محبت وارد شود با او الفت مي گيرند . 50 - و قال [ع ] : قلوب الرجال وحشيه ، فمن تالفها اقبلک عليه نهج البلاغه امام علی (ع) : عيب تو پنهان است مادامی که دنيا رو بسوی تو است . 51 - و قال [ع ] : عيبک مستور ما اسعدک جدک نهج البلاغه امام علی (ع) : شايسته ترين مردم به عفو قادرترين مردم به مجازات است . 52 - وقال [ع ] : اولی الناس بالعفو اقدرهم علی العقوبه نهج البلاغه امام علی (ع) : سخاوت آن است که ابتدائی [ و بدون درخواست ] باشد و اماآ نچه در برابر تقاضا داده مي شود از رو یحيا و برای دفع مذمت است 53 - و قال [ع ] : السخاء ما کان ابتداء ، فاما ما کان عن مساله فحياء و تذمم نهج البلاغه امام علی (ع) : هيچ ثروتی چون عقل نيست . و هيچ فقری چون جهل نيست . هيچ ميراثی چون ادب نيست . و هيچ پشتيبانی چون مشورت نخواهد بود . 54 - و قال [ع ] : لا غنی کالعقل ، و لا فقر کالجهل ، و لا ميراث کالادب و لا ظهير کالمشاوره نهج البلاغه امام علی (ع) : صبر بر دو گونه است : صبر در انجام کار خوبیکه دوست نداری. و صبر بر ترک کار بدیکه دوست داری. 55 - و قال [ع ] : الصبر صبران : صبر علی ما تکره ، و صبر عما تحب نهج البلاغه امام علی (ع) : بي نيازیدر غربت وطن است . و نيازمندیدر وطن غربت است [ زيرا انسان بي نياز هر کجا باشد وسائل برايش فراهم و افراد را مي گيرند . ولی نيازمند اقوام و بستگان نيز رهايش مي کنند ] . 56 - و قال [ع ] : الغنی فی الغربه ، وطن ، و الفقر فی الوطن غربه نهج البلاغه امام علی (ع) : قناعت مالی است که هرگز تمام نمي شود .شريف رضی مي گويد :اين کلام از پيغمبر نيز نقل شده است . 57 - و قال [ع ] : القناعه مال لا ينفد قال الرضی : و قد روی هذا الکلام عن النبی [ص ] نهج البلاغه امام علی (ع) : مال و ثروت ماده اصلی همه شهوات است 58 - و قال [ع ] : المال ماده الشهوات نهج البلاغه امام علی (ع) : کسیکه تو را بترساند [ از چيزی که خطرناک است ] همچون کسي است که تو را بشارت مي دهد [ به چيزیکه مايه سرور و خوشخالی است ] 59 - و قال [ع ] : من حذرک کمن بشرک نهج البلاغه امام علی (ع) : زبان درنده این است که اگر رهايش کنی دندان مي گيرد . 60 - و قال [ع ] : اللسان سبع ان خلی عنه عقر نهج البلاغه امام علی (ع) : زن عقربی است که نيش زدن او شيرين است . 61 - و قال [ع ] : المراه عقرب حلوه اللسبه نهج البلاغه امام علی (ع) : هنگامی که تحيتیبتو گويند بصورتی بهتر از آن پاسخ گو و هنگامي که هديه برای تو فرستند آنرا به بهتر از آن مقابله کن ولی با اين حال فضيلت از آن کسی است که ابتداء کرده است 62 - و قال [ع ] : اذا حييت بتحيه فحی باحسن منها ، و اذا اسديت اليک يد فکافئها بما يربی عليها ، و الفضل مع ذلک للبادی ء نهج البلاغه امام علی (ع) : شفاعت کننده بال و پر طلب کننده است . 63 - و قال [ع ] : الشفيع جناح الطالب نهج البلاغه امام علی (ع) : اهل دنيا همچون سوارانی هستند که آنها را مي برند . و آنها در خوابند . 64 - و قال [ع ] : اهل الدنيا کرکب يسار بهم و هم نيام نهج البلاغه امام علی (ع) : از دست دادن دوستان غربت است . 65 - و قال [ع ] : فقد الاحبه غربه نهج البلاغه امام علی (ع) : از دست رفتن حاجت بهتر از آن است که از نا اهل طلب کني 66 - و قال [ع ] : فوت الحاجه اهون من طلبها الی غير اهلها نهج البلاغه امام علی (ع) : از بخشش کم حيا مکن زيرا محروم ساختن از آن هم کمتر است 67 - و قال [ع ] ، لا تستح من اعطاء القليل ، فان الحرمان اقل منه نهج البلاغه امام علی (ع) : خويشتن داری زينت فقر است و شکرگزاری زينت بي نيازی است . 68 - و قال [ع ] : العفاف زينه الفقر ، و الشکر زينه الغنی نهج البلاغه امام علی (ع) : وقتی آنچه را مي خواهی انجام نگيرد اهميت ندارد هر کس که مي خواهی باش . 69 - و قال [ع ] : اذا لم يکن ما تريد فلا تبل ما کنت نهج البلاغه امام علی (ع) : همیشه جاهل یا افراط گر و یا تفریط کننده است. 70 - وقال [ع ] : لا تری الجاهل الا مفرطا او مفرطا نهج البلاغه امام علی (ع) : هنگامیکه عقل انسان کامل شود سخنش کم مي شود 71 - و قال [ع ] : اذ تم العقل نقص الکلام نهج البلاغه امام علی (ع) : [2] روزگار بدنها را کهنه و آرزوها را نو مي کند[3] مرگ را نزديک وخواسته ها را دور مي سازد کسيکه به آن برسد خسته مي شود . کسيکه به آن نرسد رنج مي برد . 72 - وقال [ع ] : الدهر يخلق الابدان ، و يجدد الامال و يقرب المنيه ،و يباعد الامنيه : من ظفر به نصب ، و من فاته تعب نهج البلاغه امام علی (ع) : [4] کسيکه خود را در مقام پيشوائی و امام مردم قرار مي دهد بايدپيش از آنکه به تعليم ديگران بپردازد به تعليم خويش پردازد [5] و بايد تاديب کردن او به عملش پيش از تاديب کردن بزبانش باشد . [6] کسيکه معلم و ادب کننده خويشتن است به احترام سزاوارتر است از کسیکه معلم و مربی مردم است 73 - وقال [ع ] : من نصب نفسه للناس اماما فليبدا بتعليم ، نفسه قبل تعليم غيره ، و ليکن تاديبه بسيرته قبل تاديبه بلسانه ، و معلم نفسه و موديها احق بالاجلال من معلم الناس و مودبهم نهج البلاغه امام علی (ع) : نفسهای انسان گامهای او بسوی مرگ است . 74 - و قال [ع ] : نفس المرء خطاه الی اجله نهج البلاغه امام علی (ع) : هر چيز که شمرده شود سرانجام پايان مي گيرد . و آنچه در انتظار وجودش هستی سرانجام فرا مي رسد . 75 - و قال [ع ] : کل معدود منقض ، و لک متوقع آت نهج البلاغه امام علی (ع) : کارها هنگامیکه مشتبه شوند آخرشان را با اولشان مي سنجند[ ساليکه نکوست از بهارش پيداست ] 76 - و قال [ع ] : ان الامور اذا اشتبهت اعتبر آخرها باولها نهج البلاغه امام علی (ع) : [10] نقل شده که ضراربن حمزه ضبائی [ که از ياران امام [ ع ] بودبر معاويه وارد شد . معاويه از او خواست که حالات اميرمؤمنان علی [ ع ] را برای او شرح دهد ضرار در پاسخ گفت : گواهیمي دهم که او را در بعضی از مواقف عبادتش ديدم به هنگامیکه شب پرده تاريکی خود را فروافکنده بود . او در محراب ايستاده . و محاسنش را گرفته همچون انسان مارگزيده بخود مي پيچيد و در تب و تاب بود .و همچون انسان محزون و غمگين گريه مي کرد و مي گفت : [11] ای دنيا ایدنيا از من دور شو خود را به من عرضه مي کنی؟ يا مي خواهی مرا به شوق آوری؟ هرگز آن زمان که تو در من نفوذ کنی فرا نرسد [12] هيهات دور شو ديگری را فريب ده من نيازی به تو ندارم . من تو را سه طلاقه کرده ام که رجوعی در آن نيست . [1] زندگی تو کوتاه موقعيت تو کم و آرزوی تو پست است [2] آه از کمیزاد و توشه و طولاني بودن راه و دوری سفر و عظمت مقصد . 77 - و من خبر ضرار بن حمزه الضبائی عند دخوله علی معاويه و مسالته له عن امير المؤمنين ، وقال : فاشهد لقد رايته فی بعض مواقفه و قد ارخی الليل سدوله و هو قائم فی محرابه قابض علی لحيته يتململ تململ السليم ، و يبکی بکاه الحزين ، و يقول : يا دنيا يا دنيا ، اليک عنی ابی تعرضت ? ام الی تشوقت ? لا حان حينک هيهات غری غيری ، لا حاجه لی فيک ، قد طلقتک ثلاثا لا رجعه فيها فعيشک قصير ، و خطرک يسير ، و املک حقير آه من قله الزاد ، و طول الطريق و بعد السفر ، و عظيم المورد نهج البلاغه امام علی (ع) : [3] سخن ذيل را امام [ ع ] در پاسخ آن مرد شام یفرمود که از او پرسيد [4] آيا مسير ما بسوی شام به قضا و قدر خداوند است . ؟ البته اين سخن طولانی بوده که قسمتی از آن برگزيده شده .[5] وای بر تو [ ای مرد شامی که گمان مي کنی قضا و قدر به معنیاجبار است ] گويا تو گمان کردیقضاء لازم و قدر حتمی را . [6] اگر چنين بود ثواب و عقاب و وعد و وعيد الهی بيهوده بود [7] خداوند سبحان بندگان خود را امر کرده و مخير ساخته و نهی کرده و بر حذر داشته و تکاليف آسانی بر دوش آنان گذارده [8] هرگز تکليف سنگينی نکرده و در برابر کار کم پاداش زياد قرار داده و هيچگاه کسی از رویاجبار او را معصيت نکرده [9] و اطاعت از رویاکراه نبوده . و پيامبران را بيهوده نفرستاده و کتب آسمانی برای بندگان را عبث نازل نکرده است [10] آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنها است باطل و بي هدف نيافريده [11] اين گمان کسانی است که کافرند وای بر کافران از آتش دوزخ 78 - [3] و من کلام له [ع ] السائل الشامی لما ساله : [4] اکان مسيرنا الی الشام بقضاء من الله و قدر ? بعد کلام طويل هذا مختاره : [5] ويحک لعلک ظننت قضاء لازما ، و قدرا حاتما [6] و لو کان ذلک کذلک لبطل الثواب و العقاب ، و سقط الوعد و الوعيد [7] ان الله سبحانه امر عباده تخييرا و نهاهم تخذيرا ، و کلف يسيرا ، [8] و لم يکلف عسيرا، و اعطی علی القليل کثيرا ، و لم يعص مغلوبا ، [9] و لم يطع مکرها، ولم يرسل الانبياء لعبا ، و لم ينزل الکتاب للعباد عبثا ، [10] و لا خلق السماوات و الارض و ما بينهما باطلا : [11] [[ ذلک ظن الذين کفروا ، فويل للذين کفروا من النار ] ] نهج البلاغه امام علی (ع) : [12] حکمت و دانش را فراگير از هر جا که باشد چرا که حکمت گاهي در سينه منافق است [13] و آرام نمي گيرد تا اينکه خارج شود و در کنار دوستانش در سينه مؤمن جایگيرد . 79 - و قال [ع ] : خذ الحکمه انی کانت ، فان الحکمه تکون فی صدر المنافق فتلجلج فی صدره حتی تخرج فتسکن الی صواحبها فی صدر المؤمن نهج البلاغه امام علی (ع) : گفتار حکمت آميز گمشده مؤمن است پس حکمت را بگير ولو ازاهل نفاق باشد . 80 - و قال [ع ] : الحکمه ضاله المؤمن ، فخذ الحکمه و لو من اهل النفاق [ نهج البلاغه م 31 ] نهج البلاغه امام علی (ع) : قيمت و ارزش هر کس باندازه کاری است که بخوبی مي تواندانجام دهد . شريف رضی مي گويد : اين از کلماتی است که قيمتی برای آن تصور نمي شود و هيچ حکمتی هم وزن آن نيست و هيچ سخنی به آن نمي رسد . 81 - و قال [ع ] : قيمه کل امری ء ما يحسنه قال الرضی : و هی الکلمه التی لا تصاب لها قيمه ، و لا توزن بها حکمه ، و لا تقرن اليها کلمه نهج البلاغه امام علی (ع) : [3] شما را به پنج چيز سفارش مي کنم که اگر برای تحصيل آن شتران راهوار را سوار شويد و در اطراف بيابانها گردش کنيد سزاوار است . [ کنايه از اينکه هر قدر زحمت برایآن بکشيد بجا است ] : [4] جز به خدا اميد نداشته باشيد و جز از گناهانتان نترسيد [5] و اگر از چيزی سؤال کنند که نمي دانيد حيا نکنيد و بگوئيد : نمي دانيم [6] و اگر چيزی را نمي دانيد از فراگرفتن آن خجالت نکشيد [7] صبر و استقامت را در هر کار پيشه کنيد که صبر نسبت به ايمان همچون سر است در مقابل تن [8] تن بي سر فايده ندارد و صبر بي ايمان نيز بي نتيجه است . 82 - [3] قال [ع ] : اوصيکم بخمس لو ضربتم اليها آباط الابل لکانت لذلک اهلا : [4] لا يرجون احد منکم الا ربه ، و لا يخافن الا ذنبه ، [5] و لا يستحين احدمنکم اذا سئل عما لا يعلم ان يقول : لا اعلم ، [6] و لا يستحين احد اذا لم يعلم الشی ء ان يتعلمه ، [7] و عليکم بالصبر ، فان الصبر من الايمان کالراس من الجسد ، [8] و لا خير فی جسد لا راس معه ، و لا فی ايمان لا صبر معه نهج البلاغه امام علی (ع) : امام به مردي که در ثنا خوانی بر او افراط کرد ولی در دل امام را متهم مي نمود فرمود : من کمتر از آن هستم که مي گوئی و بالاتر از آنم که در دل تو است 83 - و قال [ع ] لرجل افرط فی الثناء عليه ، و کان له متهما : انا دون ما تقول ، و فوق ما فی نفسک نهج البلاغه امام علی (ع) : باقي ماندگان شمشير [ آنها که پس از يک جنگ خونين برای حفظ عقيده و ايمان و استقلال و شرف باقیمي مانند ] دوام و بقاءشان زيادتر و فرزندان شان بيشتر است . 84 - و قال [ع ] : بقيه السيف ابقی عددا ، و اکثر و لدا نهج البلاغه امام علی (ع) : کسیکه جمله نمي دانم را ترک کند خود را به کشتن خواهد داد .[اظهار اطلاع در همه چيز سبب گمراهی و گمراه ساختن و مايه هلاکت دنيا و آخرت خواهد شد ] . 85 - و قال [ع ] : من ترک قول [[ لا ادری ] ] اصيبت مقاتله نهج البلاغه امام علی (ع) : رای و تدبير پير نزد من بهتر از استقامت جوان [ در ميدان جنگ است ] و در روايت ديگری آمده است . از جنگ جوئی جوان . 86 - و قال [ع ] : رای الشيخ احب الی من جلد الغلام ، وروی [[ من مشهد الغلام ] ] نهج البلاغه امام علی (ع) : تعجب مي کنم از کسيکه نوميد مي شود در حاليکه استغفار با او است . 87 - وقال [ع ] : عجبت لمن يقنط و معه الاستغفار نهج البلاغه امام علی (ع) : [1] امام باقر عليه السلام از جدش اميرمؤمنان [ ع ] چنين نقل مي کندکه فرمود : [2] در روی زمين دو امان و وسيله نجات از عذاب الهی بود که يکی ز آنها برداشته شد دومی را دريابيد و به آن چنگ زنيد . [3] اما امانیکه برداشته شد رسول الله بود [4] و اما امانیکه باقیمانده استغفار است خداوند تعالی مي فرمايد [5] خدا آنها را عذاب نمي کند تا تو در ميانشان هستی و خداوند آنها را هرگز عذاب نمي کند در حاليکه استغفار مي کنند [6] سيدرضی اضافه مي کند : که اين يک نمونه از بهترين استفاده ها و لطيف ترين استنباط ها از آيات قرآن است . 88 - [1] و حکی عنه ابو جعفر محمد بن علی الباقر عليهما السلام ، انه قال : [2] کان فی الارض امانان من عذاب الله ، و قد رفع احد هما ، فدونکم الاخرفتمسکوابه : [3] اما الامان الذی رفع فهو رسول الله [ص ] [4] و اما الامان الباقی فالاستغفار قال الله تعالی : [5] [[ و ما کان الله ليعذبهم و انت فيهم و ما کان الله معذبهم و هم يستغفرون ] ] [6] قال الرضی : و هذامن محاسن الاستخراج و الطائف الاستنباط نهج البلاغه امام علی (ع) : [7] کسیکه ميان خود و خدا را اصلاح کند خداوند ميان او و مردم رااصلاح خواهد نمود [8] و کسيکه امر آخرتش را اصلاح کند خدا امر دنيايش را اصلاح خواهد کرد [9] و کسيکه از درون جانش واعظی داشته باشد خداوند حافظی برای او قرار خواهد داد : 89 - و قال [ع ] : من اصلح ما بينه و بين الله اصلح الله ما بينه و بين الناس ، و من اصلح امر آخرته اصلح الله له امر دنياه ، و من کان له من نفسه واعظ کان عليه من الله حافظ نهج البلاغه امام علی (ع) : [10] فقيه و عامل کامل آن کسی است که مردم را از رحمت الهی نوميد نکند [11] و از لطف و محبت او مايوس نسازد و از مجازات های غافل گيرانه او ايمن ننمايد 90 - و قال [ع ] : الفقيه کل الفقيه من لم يقنط الناس من رحمه الله ،و لم يؤيسهم من روح الله ، و لم يؤمنهم من مکر الله نهج البلاغه امام علی (ع) : اين قلبها خسته و افسرده مي شوند همچون بدنها برای رفع ملالت آنها لطائف حکمت آميز زيبا و جالب انتخاب کنيد . 91 - و قال [ع ] : ان هذه القلوب تمل کما تمل الابدان ، فابتغوا لها طرائف الحکم نهج البلاغه امام علی (ع) : پست ترين دانشها آن است که تنها رویزبان متوقف شود و برترين دانشها آن است که در اعضاء و ارکان بدن آشکار گردد . 92 - و قال [ع ] : اوضع العلم ما وقف علی اللسان ، و ارفعه ما ظهر فی الجوارح و الارکان نهج البلاغه امام علی (ع) : [16] هيچيک از شما نگويد خداوندا به تو پناه مي برم از امتحان شدن [17] زيرا هيچکس نيست مگر اينکه امتحانیدارد. [1] ولیکسيکه مي خواهد بخدا پناه ببرد از امتحانات گمراه کننده به خدا پناه برد . زيرا خداوند سبحان مي گويد : [2] بدانيد که اموال و اولاد شما مايه امتحان شما هستند و معنی اين سخن آنستکه خداوند مردم را باموال و اولادشان آزمايش مي کند [3] تا آن کس که از روزيش خشمگين است از آن کس که شاکر و راضیاست شناخته شود هر چند خداوند سبحان از مردم بخودشان آگاهتر است . [4] ولی اين بخاطر آن است که افعالیکه با آن استحقاق ثواب و عقاب پيدا مي کنند ظاهر گردد [5] زيرا بعضیاز مردم [ مثلا] پسر را دوست دارند و از دختر متنفرند و بعضی افزايش مال را مي خواهند و از نقصان حال ناراحتند . [6] شريف رضیمي گويد : و اين از تفاسير عميق و پيچيده ايست که از آن حضرت شنيده شده . [16] و قال [ع ] : لا يقولن احدکم : [[ اللهم انی اعوذ بک من الفتنه ] ] 93 - [17] لانه ليس احد الا و هو مشتمل علی فتنه ، [1] و لکن من استعاذ فليستعذ من مضلات الفتن ، فان الله سبحانه يقول : [2] [[ و اعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه ] ] ، و معنی ذلک انه يختبرهم بالاموال و الاولاد [3] ليتبين الساخط لرزقه ، و الراضی بقسمه ، و ان کان سبحانه اعلم بهم من انفسهم [4] ولکن لتظهر الافعال التی بها يستحق الثواب و العقاب : [5] لان بعضهم يحب الذکور و يکره الاناث ، و بعضهم يحب تثمير المال ، و يکره انثلام الحال [6] قال الرضی : و هذا من غريب ما سمع منه فی التفسير نهج البلاغه امام علی (ع) : [7] از امام سؤال شد خوبی و خوشبختی در چيست ؟ فرمود : خوبی وخوشبختی در اين نيست که مالت فراوان و فرزندانت زياد شوند [8] خوشبختی آنستکه علمت افزون گردد و حلمت زياد شود و به پرستش پروردگار مباهات کنی[9] و اگر نيکی کنی شکر خدا بجا آوری و اگر بدی کنی استغفار کنی. [10] دنيا فقط برایدو کس خوب است : کسیکه گناهانی کرده و مي خواهد با توبه جبران کند . و کسیکه با سرعت بکاره این يک مشغول است . 94 - و سئل عن الخير ماهو ? فقال : ليس الخير ان يکثر مالک وولدک ، و لکن الخير ان يکثر علمک ، و ان يعظم حملک ، و ان تباهی الناس بعباده ربک ، فان احسنت حمدت الله ، و ان اسات استغفرت الله و لا خير فی الدنيا الا لرجلين : رجل اذنب ذنوبا فهو يتراکها بالتوبه ، و رجل يسارع فی الخيرات نهج البلاغه امام علی (ع) : عملیکه توام با تقوا باشد کم نيست [ هر چند بنظر ناچيز آيد ]چگونه کم خواهد بود عملیکه مقبول درگاه خدا است ؟ 95 - و قال عليه السلام : لا يقل عمل مع التقوی ، و کيف يقل ما يتقبل ؟ نهج البلاغه امام علی (ع) : نزديکترين و شايسته ترين مردم به پيامبران آنها هستند که از همه به تعليمات آنان آگاه ترند [13] سپس امام عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود : ان اولی الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النبیو الذين آمنوا 000 : شايسته ترين و نزديکترين مردم به ابراهيم آنها هستند که از او پيروی کردند و اين پيامبر و مؤمنان به اين پيامبر . [14] سپس فرمود دوست محمد صلی الله عليه و آله و سلم کسی است که از خدا اطاعت کند هر چند پيوند نسبی او دور باشد [15] و دشمن محمد صلی الله عليه و آله و سلم کسی است که معصيت خدا کند هر چند قرابت او نزديک باشد . 96 - و قال عليه السلام : ان اولی الناس بالانبياء اعملهم بما جاؤوا به ثم تلا : [[ ان اولی الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النبی والذين آمنوا ] ] الايه ، ثم قال : ان ولی محمد من اطاع الله و ان بعدت لحمته ، و ان عدو محمد من عصی الله و ان قربت قرابته نهج البلاغه امام علی (ع) : امام عليه السلام صدای يکی از خوارج را شنيد که نماز شب مي خواند و قرآن تلاوت مي کرد فرمود : خواب توام با يقين و ايمان بهتر است از نماز با شک 97 - و سمع رجلا من الحروريه يتهجد و يقرا ، فقال : نوم علی يقين خير من صلاه فی شک نهج البلاغه امام علی (ع) : اخباریرا که مي شنويد پيرامون آن تفکر کنيد تفکر برای عمل نه تفکر برای روايت زيرا راويان علم بسيارند و عمل کنندگان به آن کم 98 - و قال [ع ] : اعقلوا الخبر اذا سمعتموه عقل رعايه لا عقل روايه ، فان رواه العلم کثير ، و رعاته قليل نهج البلاغه امام علی (ع) : امام عليه السلام شنيد مردی را که مي گويد انا لله و انا اليه راجعون فرمود : اين که مي گوئيم انا لله اقرار مي کنيم که ما مملوک خدا هسيتم . و اينکه مي گوئيم و انا اليه راجعون اقرار مي کنيم که همه سرانجام از دنيا مي رويم . 99 - و سمع رجلا يقول : [[ انا لله و انا اليه راجعون ] ] فقال عليه السلام : ان قولنا : [[ انا لله ] ] اقرار علی انفسنا بالملک ، وقولنا : [[ و انا اليه راجعون ] ] اقرار علی انفسنا بالهلک نهج البلاغه امام علی (ع) : امام عليه السلام در برابر گروهی که او را ستودند فرمود :خداوندا تو نسبت به من از خود من آگاهتری و من آگاهتر بخودم از آنها هستم . خداوندا ما را بهتر از آنچه آنها گمان مي کنند قرار ده و آنچه را نمي دانند بر ما ببخش . 100 - و قال [ع ] ، و مدحه قوم فی وجهه ، فقال : اللهم انک اعلم بی من نفسی ، و انا اعلم بنفسی منهم ، اللهم اجعلنا خيرا مما يظنون ، واغفر لنا ما لا يعلمون نهج البلاغه