معلم شهید عبدالناصر کشاورزیان در  بیست و هشتمین روز از فروردین ماه 1338 در شهرستان بهشهر و در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود. دیپلم را در همان شهر و فوق دیپلم را در دانشگاه تربیت معلم شهید خورشیدی مشهد گرفت. وی در سال 61 پس از استخدام در آموزش و پرورش، به روستای "جوبنه" بخش سنگر از توابع شهرستان رشت منتقل گردید و تقریبا 5 سال در مدارس مختلف این بخش مدیر و آموزگار بود. وی که در این سال ها متاهل و دارای یک فرزند شده بود در سال 67 مجددا به موطن خود بازگشت و در مدرسه شهید لطیفی "رستم کلاه" بهشهر مشغول فعالیت شد. معلم شهید عبدالناصر کشاورزیان که بارها داوطلبانه به جبهه های حق علیه باطل اعزام شده بود و دو برادرش به نام های حسین و حجت الله کشاورزیان نیز قبل از او به شهادت رسیده بودند، سرانجام در خرداد ماه 1367 شلمچه را برای پر گشودن برگزید. در ادامه وصیت نامه خواندنی این معلم شهید از نظر گرامیتان خواهد گذشت.

بسم الله الرحمن الرحیم

الله اکبر الله اکبر، اشهد ان لااله الالله، اشهد انّ محمداً رسول الله و اشهد انّ علیاً ولی الله

معبودا، به وحدانیت و یگانگیت شهادت می دهم، بار خدایا، شهادت می دهم که جز ذات مقدس تو معبودی و الهی و ربی وجود ندارد و غیر تو هرچه هست فانی است، باقی مطلق تویی، غنی مطلق تویی و ما همه گدای در خانه ات هستیم. پس تو را به عزت و جلالت سوگند که به ما فقیران درگهت از روی لطف و عنایت خاصه، ترحم نما.

شهادت می دهم که حضرت ختمی مرتبت، مهبط وحی، ختم رسل، خاتم انبیا محمد مصطفی (ص) بنده و رسول خدا بوده و برای هدایت و تبشیر و اندرز این بشر سرگشته و گمراه، از جانب حضرت حق تعالی جلت عظمته مبعوث به رسالت گشته است.

و شهادت می دهم که حضرت مولی الموحدین، وارث علم النبیین، اسدالله الغالب علی بن ابیطالب (ع) روحی فدا و یازده فرزندش، آن معصومان طاهر که از هرگونه رجس و پلیدی و زشتی و گناه پاک و مبرا بوده و هستند، همگی بنده خداوند بوده و مجریان احکام الهی و هادیان انسانهای گمراه بوده و در راه هدایت بشریت، سختی ها و رنج ها و آلام فراوان و طاقت فرسایی را متحمل شده اند و شیرینی و حلاوت امتحان الهی را درک نموده اند و به مشتاقین این راه (راه شناسانده حق از باطل به امت) عنایات خفیه نموده اند.

الهی بربّک و جلالک لانّی اشهد انّ الموت حق، والجنّة حق، والنّار حق، و سوال منکر و نکیر فی القبر حق، و انّ ساعة آتیة لاریب فیها و انّک تبعث من فی القبور

با سلام و صلوات و تحیات وافرۀ حق تعالی نثار انبیاء عظام و امامان پاک و معصوم و شهدای عزیز و شاهدان شهید و مفقودین معظم و اسیران معزز و معلولین و مجروحین مکرم. و با درود و سلام خدمت فرزند پاک زهرا مرضیه اسوۀ تقوی و فضیلت، بیدار کنندۀ مظلومان جهان و در هم کوبندۀ بساط کفر و نفاق و شرک و عناد، یعنی امام امت، رهبر و نور چشم مستضعفین جهان، و سلام خدمت اسطوره های صبر و استقامت و شجاعت یعنی خانواده های معظم شهدا، مفقودین و اسراء و جانبازان عزیز که با صبر انقلابی خود دنیا را به حیرت و شگفت واداشته و با سلام و درود بیکران خدمت شما امت دلیر و حزب الله ایران، بویژهملت مقاوم و نیروخیز مازندران، علی الخصوص شهرستان بهشهر. امیدوارم که در ظل توجهات و الطاف حق تعالی و در پناه حضرت صاحب الزمان عج با نیت خالص و قلبی پاک دعوت حق را لبیک گفته و به مصداق آیات فراوان از جمله: وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم. و با ایثار جان و مال خود در راه اعتلای کلمه الله همواره کوشا باشید و بدانید که: انّ الله لایضیع اجرالمحسنین.

اوصیکم عبادالله بتقوی الله و نظم امرکم و العمل بطاعة و اجتناب معصیة فانه من یطع الله و رسوله فقد فوزا عضیما. و من یحصی الله و رسول فقد خسر خسرانا مبینا.

بندگان خدا شما را به تقوی و نظم در امورات خود سفارش می کنم. اطاعت کنید خدا را و از معاصی و گناهان اجتناب ورزید چرا که هر کس معصیت خدا و رسولش کند پس خسران آشکار دچارش خواهد شد، خسران دنیا و آخرت.

اوصیکم ایها المجاهدین و الصابرین فی الباساء والضراء باطاعه امامکم فی کل امور

ای مجاهدین و ای ملت صبور و مقاوم ایران، شما را به اطاعت از امر رهبر در همه زمینه ها سفارش می کنم. اگر می خواهید خیر دنیا و آخرت نصیبتان شود، اگر می خواهید فردای قیامت در نزد رب الارباب روسفید باشید، اگر می خواهید فردای قیامت در نزد امام حسین علیه السلام شرمنده نباشید در اطاعت نمودن از امر ولایت فقیه غفلت نکنید.

در امر جنگ و جهاد مطیع امر رهبر باشید، در اداره این مملکتی که هر کوچه و خیابانش به نام شهیدی نامگذاری شده و در هر خانه ای از خانه های شهرهایش مادر داغدیده ای در حال دعا و مناجات برای یاری اسلام می باشد، به مسئولین یاری و مساعدت نمائید.

ای ملت شریف، در خواندن کتاب آسمانی (قرآن کریم) و عمل به احکام آن کوشش نمائید و دعاها را فراموش نکنید و با ادعیه و زیارت اهلبیت عصمت و طهارت از نورانیت و حقیقت قرآن و اهلبیت بهره بگیرید و قلوب خود را و خانه قبر خود را به نور قرآن و معرفت حق تعالی و توجهات امامان عزیز منور سازید.

 چند سخنی با مادر عزیز و گرامیم

مادرم خدا را شکر کن که فرزندت یعنی این بنده گنهکار توفیق یافتم که پرچم به زمین افتاده دو برادر شهید و مفقودم را از زمین بلند کنم و با کمال شهامت از دین و حریم و قرآنم دفاع نمایم. مادرم مرا حلال کن، اگرچه  نتوانستم در کنارت باشم و جبران زحماتت را بنمایم ولی امیدوارم که فردای قیامت نزد فاطمه زهرا (س) روسفید گردی.

مادرم صبور باش که خدا صابران را دوست دارد و دعا کن که اجابت کننده خداست.گدر مشکلات و مصائب بر خدا توکل کن که خود گفته: من متوکلین را دوست دارم.

مادرم، تو که حلاوت و شیرینی شهادت را با تقدیم دو جوان برومندت به خداوند درک کرده ای، پس لزومی نمی بینم که در شهادتم ناله کنی و اشک بریزی. اگر هرلحظه دلت برای فرزندانت تنگ شده به بهشت فاطمه ( مزار شهیدان کشاورزیان) نظری کن، بالاتر بگویم به کربلای امام حسین علیه السلام نظر کن و برای مظلومیت اباعبدالله روحی فدا گریه کن که در شب عاشورا امام حسین (ع) عباس داشت، قاسم داشت، عون و جعفر داشت، علی اکبر و علی اصغر در کنارش بودند، ولی تا ظهر عاشورا حسین علیه السلام بی یار و یاور شد، خیمه ها را آتش زدند، حسین مظلوم، یکه و تنها در کربلا بی یار و یاور ندای "هل من ناصر ینصرنی" سرداد و کسی نبود که به ندایش لبیک گوید و غریبانه و مظلومانه جان داد و به شهادت رسید.

از آن هم دردناک تر، پس از واقعه عاشورا زینب (س) و امام زین العابدین علیه السلام و رقیه سه ساله (س) را با پای برهنه روی خار مغیلان به اسیری بردند، بله مادرم برای مظلومیت اهلبیت گریه کن، با خلوص نیت هم گریه کن تا اشکهایت عبادت نوشته شود و ناله هایت برای رضای حق تعالی باشد.

 

خواهر یکدانه ام

هیچ سفارشی برایت ندارم، چون تو سفارش همه شهدا را انجام می دهی، از حجاب و حسن خلق و در صحنه بودن و نماز و روزه و اطاعت خداوند دریغ و کوتاهی نکن، خداوند به تو صبر و استقامت مضاعف عنایت بفرماید.

 و تو ای برادر یکدانه ام

در انجام رسالتت کوشا باش و بدان که امام زمان (عج) از میان همه شما عزیزان و زحمتکشان، مخلصین را دوست دارد. پس نیت و عمل و قدم و قلم و نفست را برای خدا خالص کن و همواره در پاسداری از دین، قرآن و خونهای پاک شهدا به خدا توکل کن و از او مدد بخواه.

 و اما سخنی چند با همسرم

همسرم، سلام گرم و خالصانه مرا پذیرا باش. تو در این مدت چهار سال زندگی که خداوند این زندگی با صفا و علی گونه و زهرا پسند را به ما عنایت فرموده است، اگر از من بدی دیدی به بزرگواری ببخش و بدان که فردای قیامت در پیشگاه خداوند اجر و مزدی مضاعف نصیبت خواهد شد.

در برابر مشکلات و رنجها و مصیبت ها که همه امتحان الهی هستند، به خدا توکل کن و از او یاری و کمک بطلب، از فراق من ناراحت نباش، چرا که به زودی در قیامت یکدیگر را دیدار خواهیم کرد. پس برای سفر آخرت توشه و زاد گرانبها آماده کن، که بهترین زاد و توشه همانا تقوا و صبر و استقامت زینبی است.

همسرم در تربیت فرزندم کوشش کن و یگانه فرزندم را با احکام دین خدا آشنا کن و در حفظ این یادگاری من از خداوند کمک بطلبو

من به فرزندم قول داده بودم که اگر برگشتم برایش اسلحه می خرم ولی از تو می خواهم که بجای من این کار را بکن، چرا که تو از این به بعد برای فرزندم هم پدری و هم مادر. من در درجه اول یک معلم برای فرزندم هستم پس در تعلیم و تربیت الهی فرزندم کوشا باش.

همسرم اگر می خواهی برای من گریه کنی، برای قبر و قیامت من و خودت گریه کن، نه برای فراق و دوری و جدایی ظاهری. خداوند انشاءالله به تو و همه خانواده های شهدا صبر عظیم و اجر جمیل عنایت بفرماید.

اگر جسدم را نیاوردند و مفقود شدم که الحمدالله رب العالمین به مقصود دلم رسیدم و اگر هم جنازه ام را آوردند، نمازم را سید بزرگوار از سلاله پاک رسول الله حضرت حجت الاسلام سید صابر جباری (حفظ الله) بخواند و مرا با اجازه همسرم در بهشت قاطمه دفن نمائید.

بنده گنهکار: عبدالناصر کشاورزیان

منبع: معلم شهید